الملا فتح الله الكاشاني
149
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ما لا يحل انتهاكه است و زجاج گفته كه حرمت ما وجب القيام به و حرم التفريط فيه و اين لازم معنى اولست و عدم تعظيم آن ترك ملابسه است به آن و در كنز العرفان آورده كه حرمات اللَّه آن چيزيست كه حقتعالى تحريم آن نموده باشد از ترك واجبات و فعل محرمات و مثل ذلك قوله وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّه فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ و تعظيم حرمات و شعاير اعتقاد حكمت است در آن و وقوع آن بر وجه حق و لهذا حقتعالى نسبت آن بقلوب داده و لازم اين اعتقاد است بشدت اهتمام بايقاع آن بر وجه مراد اللَّه در قيام بمراعات آن و حرمات اللَّه يا شامل جميع چيزها است كه حقتعالى تكليف به آن فرموده يا تكليفاتى كه متعلق به حج است در حرم يعنى مناسك حج و اكثر مفسران بر قول ثانىاند به جهت دلالت سوق آيات بر آن از زيد بن اسلم مرويست كه حرمات اللَّه پنجاند كعبة الحرام و مسجد الحرام و بلد الحرام و شهر الحرام و محرم و مراد بخير يا افعل تفضيل است يا اسم نكره و تنكير آن براى تعظيم يعنى خير بسيار و اول اولى و اجود است بجهة استعمال آن در معنى حقيقى خود * ( وَأُحِلَّتْ لَكُمُ ) * و حلال كرده مر شما را در حال احرام * ( الأَنْعامُ ) * همهء چهارپايان و حكم آنها حكم صيد نيست و ميتواند بود كه مراد احلال انعام باشد مطلقا خواه در حال احرام و خواه احلال * ( إِلَّا ما يُتْلى ) * مگر آنچه خوانده شود * ( عَلَيْكُمْ ) * بر شما تحريم آن و آن هر چيزى است كه حرمت عارض آن شود چون ميته و آنچه بنام غير خدا تزكيه كرده باشند و غير آن از موقوذه و نطيحه كقوله تعالى حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ الايه در كشاف ذكر كرده كه متلو مستثنى نيست از انعام و لكن معنى اينست كه * ( إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ ) * آيه تحريم و ذلك قوله في سورة المائدة حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ پس حقيقت معنى آنست كه حقتعالى حلال گردانيده مر شما را همهء انعام مگر آنچه مستثنى كرده در كتاب خود پس محافظت نمائيد بر حدود او و بپرهيزيد از آنكه تحريم آن چيزى كنيد كه بر شما حلال است مانند تحريم عبدهء اصنام و اوثان بحيره و سايبه را و غير آن آن و از آنكه حلال گردانيد آن چيز را كه حرام گردانيده بر شما مانند احلال اكل موقوذه و ميته و غير ذلك و چون حقتعالى حث بندگان فرموده بر تعظيم حرمات خود و احماد آن كسى نمود كه تعظيم آن مىكند در عقب آن امر ميفرمايد باجتناب از اوثان و قول زور به جهت آنكه توحيد خدا و نفى شركاء از او اصدق قول و اعظم حرمات است و اسبق آن و ميفرمايد كه * ( فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ ) * پس مجتنب شويد از پليدى * ( مِنَ الأَوْثانِ ) * كه آن بتاناند مانند اجتناب از انجاس و اين غايت مبالغه است در نهى از تعظيم اوثان و تنفير از عبادت آنها يعنى هم چنان كه طباع شما از رجس متنفر است و مجتنب بايد كه از اوثان نيز به اين مثابة تنفر داشته باشد و تسميهء ميسر و از لام برجس نيز به اين معنى است و چون رجس اعم از اوثانست از اين جهت بعد از آن من بيانيه ذكر فرموده و مراد از